من به طرز ِ شگفت انگیزی سعید ِ عبادتیان هستم در تیر ماه ی دور و دیر از شعر زاده شدم از شعر و فراموشی نمی دانم گلوبند ِ کدام پری زاده را دزدیده ام که به تاوانش به زبان هجرتم داده اند وطن من زبان ِ من است سرزمینی در زیبایی و رنج ِ توأمان نیمی انسانم و نیمی افسون چون مرزی شکننده و لغزان در آفتاب و سایه......